پس آزادش کرد و گفت حاجتی بخواه.
زنداني گفت: وقتی خدایی دارم که نیمه شب تو را بیدار میکند تا مرا رها کنی؛
نامردیست از دیگری حاجت بخواهم
برچسب:
نویسنده: نیکا توکلی
برچسب:
نویسنده: نیکا توکلی
برچسب:
نویسنده: نیکا توکلی
برچسب:
نویسنده: نیکا توکلی
"به سمت پل میروم؛
اگر در مسیر حتی یک نفر
به من لبخند بزند
نخواهم پرید"
❣به آدمها لبخند بزنید؛ لبخند هزینه ای ندارد اما شایدفرشته نجات یکی شدید
برچسب:
نویسنده: نیکا توکلی
خدا در جواب گفت: ماری در راه لانه ات بود تو خواب بودی باد را گفتم لانه ات را واژگون کند آنگاه تواز کمین مار پر گشودی. چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنیم برخواستی...
برچسب:
نویسنده: نیکا توکلی
برچسب:
نویسنده: نیکا توکلی
گاهی
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﻓﻘﻂ ﻧﮕﺎﺵ ﮐﻨﯽ
ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ
ﻧﮕﺎﻫﺶ میکنی
ﺍﺷﮑﺎﺕ ﺳﺮﺍﺯﯾﺮ میشه
ﺗﻮی ﺩلت میگی
ﻧﺒﺎشی
ﻣﯿﻤﯿـــــﺮﻡ
همیشه باش...

برچسب:
نویسنده: نیکا توکلی
برچسب:
نویسنده: نیکا توکلی
برچسب:
نویسنده: نیکا توکلی
برچسب:
نویسنده: نیکا توکلی
برچسب:
نویسنده: نیکا توکلی
برچسب:
نویسنده: نیکا توکلی
برچسب:
نویسنده: نیکا توکلی
راز همیشه شاد بودنت چیست؟
گفت:
دل بر آنچه نمی ماند نمی بندم
فردا یک راز است، نگرانش نیستم
دیروز یک خاطره بود حسرتش را نمیخورم
و امروز یک هدیه است قدرش را میدانم
برچسب:
نویسنده: نیکا توکلی
برچسب:
نویسنده: نیکا توکلی
برچسب:
نویسنده: نیکا توکلی